صفحه اصلی کاربر مهمان! به هات اس ام اس خوش آمدید . ورود | عضویت

اطلاعیه های هات اس ام اس

آخرین دیدگاه ها

neda
  

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد. در افسانها اوردند که روزی مردی نزد او امد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت : اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز فرصت گرفت . شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان  کسی در خوابگاهش را به صدا در اورد! فرعون پرسید:کیستی؟دید شیطان وارد شد. شیطان گفت :خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه تبدیل به طلا شد. یعد خطاب به فرعون گفت:من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم،ان وقت تو با این همه حقارت ادعایی خدایی میکنی؟ پس شیطان اماده رفتن شد که فرعون گفت:چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟؟ شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می اید.

j1354
  

دوست بدار....اما به وسعتی که دوستت دارند.

Niyayesh
  

لطفاً با احتیـاط بخوانید متـنها لـغزنده است ... بس که سطر به سطر باریـدم و نوشتم ...¡ " بیایید دوسـت معمولی باشیـم عشـق همه چیز را خراب میکنـد ...¡

jojo1
  

هیچ قهرمان ماراتنی به اندازه پدرم به دنبال نان ندویده است …

Niyayesh
  

همچون شاه← شطرنج باش ...✔ که بعد از باخت ✔ ↑کسی جرئت بیـرون انداختــ♨ــنت رو از صفحه بـازی نداشته بـاشه ...✔

Niyayesh
  

"ته تغاری"که باشی مصرف"اسپندت" میره بالا √ ✘اره ایـنـجـوریاس✘♥♥

Niyayesh
  

هجوم شهوتت که بالا میگیرد... بکارت و نجابت را نمیفهمی!!! عصمت و قسمت را یکی میبینی !!! تن آدمی میشود جولانگاه هرزگی‌ها. . . اما ارضا که می‌شوی تازه میفهمی چه دریدگی‌هایی که نکردی "ای انسان"

Niyayesh
  

آهاي.. ��فرورديني هاي فهميده�� ��ارديبهشتياي صبور�� ��خردادياي باحال�� ��تيري هاي باهوش�� ��مردادياي يک يک�� ��شهريوري هاي شاد�� ��مهري هاي خوش خنده�� ��آباني هاي صادق�� ��آذري هاي ناب�� ��دي ماهي هاي پايه�� ��بهمني هاي خاص�� �� اسفندياي متواضع��

Niyayesh
  

ادیسون به خانه بازگشت یاد داشتی به مادرش داد گفت : این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند: فرزند شما یک نابغه است واین مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید سالها گذشت مادرش از دنیا رفته بود روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار اورا کنجکاو کرد آن را دراورده و خواند نوشته بود : کودک شما کودن است از فردا اورا به مدرسه راه نمی دهیم ادیسون ساعتها گریست ودر خاطراتش نوشت : توماس آلوا ادیسون کودک کودنی بود که توسط یک مادر به نابغه ی قرن تبدیل شد

Niyayesh
  

هی ﻣﺮﺩ!!!!! ﺣﺴﮕﺮﻫﺎی ﺷﻬﻮﺗﺘﻮ ﺧﺎﻣﻮﺵ کن کمی ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﯾﺒﺎﺋﯿﻬﺎی ﺑﺎﻃن ﯾک زن فکر کن ﻫﺮ زن ﺯﯾﺒﺎﯾی ﻓﺎﺣشه ﻧﯿﺴﺖ!!!!

Niyayesh
  

اگر فرزندِ فقیرغیر مشروع باشد ... میشود "حرامزاده" اما اگر فرزند ثروتمند غیر مشروع باشد میشود "میوه ی عشق ممنوعه"

Niyayesh
  

چــرا مسجدی هـــا بــا یک فاحــشه از راه بــه در شدنــد ولـی فاحشـــه بــا ایـــن همــه مسجدی بـه راه راست هدایت نشـد ؟؟؟ چـــون فاحشــه بـــه کارش "ایمــان" دارد و مسجــدی هــا نــه!!!!

neda
  

آهای دختر حیای فاطمه زهرایت چه شد؟! آهای پسر غیرت امیرالمومنینت کجاست؟! نمیخواهی کمی به خودت بیایی؟! بخدادرد دارد... مهدی رامیگویم ازبس تنهایی وغربت کشیده...

Niyayesh
  

با دختری ازدواج میکنی ک نمیدانی گذشته اش چیست.... و دختری را ترک میگویی ک خاطرات گذشته ات را ساخته... کدامین برهان...کدامین عقل...کدامین منطق...این را میپذیرد... پس اگر با معشوقه ات ازدواج نکردی،یقین بدان... تو با معشوقه ی مرد دیگری ازدواج خواهی کرد!

Niyayesh
  

هر وقت خواستی در مورد دیگران قضاوت کنی؛ آروم تو دلت بگو : "مگه خودم کیم ؟!!!"

Niyayesh
  

چه کلمه ى مظلومی است . . . ! "قسمت" تمام نامردی ها را گردن میگیرد

aliranjkesh
  

در هر دقیقه که با عصبانیت میگذرد از 60 ثانیه شادی غاف میشوی

aliranjkesh
  

هر وقت فکر میکنی کسی پیدا شده است که با بقیه فرق دارد بلافاصله بهت ثابت میشه که اگه اونم مثل بقیه نباشه از همشون بدتره

soshyant
  

گدا که میبینم در دل نمیگویم راست میگوید یا دروغ ؟ کمکش کنم یا نکنم ؟ آدم خوبی است یا نه ؟ چشمانم را میبندم و کمکش میکنم تا وقتی رفتم گدایی پیش خدا نگوید که …

neda
  

ﭘﺪﺭﻣﺼﺮﯼ : ﭘﺴﺮﻡ ﻣﺎﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﻭﺳﯿﻊ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ , ﭘﺪﺭﯾﻮﻧﺎﻧﯽ : ﭘﺴﺮﻡ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ , ﭘﺪﺭﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ : ﭘﺳﺮﻡ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﯼ ﺑﻮﺩﻩ , ﭘﺪﺭﻋﺮﺑﯽ : ﭘﺴﺮﻡ ﻣﺎﭘﯿﺎﻣﺒﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻓﺮﺩﺑﺴﯿﺎﺭﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩﻩ , , , , , , , , , ,ﭘﺪﺭﺍﯾﺮﺍﻧﯽ : ﭘﺴﺮﻡ ﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﺎﮐﺸﻮﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺼﺮﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯﺁﻥ ﺑﻮﺩ , ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﯿﺎﻣﺪﻧﺪ , ﺭﻭﻣﯽ ﻫﺎﺩﺭﺟﻨﮓ ﻫﺎﺍﺯﻣﺎﺷﮑﺴﺖ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻧﺪ , ﻭﻫﺰﺍﺭﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺍﺯﺍﻋﺮﺍﺏ ﻣﺎﺧﺪﺍﺭﺍﭘﺮﺳﺘﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ , ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﮕﻦ ﺗﺎﺭﯾﯿﯿﯿﯿﯿﺦ ...

Niyayesh
  

↙شوخــی وقتـی شوخـیـه↘ ⬅↩کــه لازم نبــاشه بعــدش بــگی⬇ شــوخــی کــردم ❗

Niyayesh
  

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید: اگه توی خونه باشیم دستگاه رو خاموش کنیم، اگه توی سینما باشیم سالن رو ترک کنیم! ما توی زندگیمون هیچ وقت کسانی که زحمت های اصلی رو برای ما می کشن نمیبینیم، . . . ما فقط دوست داریم کسانی رو ببینیم که برامون نقش بازی می کنن

Niyayesh
  

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یا ثروت را بخواند پسرک با صدای لرزان گفت : ننوشته ام ! معلم با خطکش چوبی پسرا تنبیه کرد و او را پایین کلاس پا در هوا نگه داشت , پسرک در حالی که دستهای قرمزو ورم کرده اش را به هم می مالید زیر لب گفت : آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری میخریدم و انشایم را مینوشتم !

Mahour
  

بـدتـر از اونـایی که وقـتی شـوخی مـیکـنی ، جـدی مـیـگـیـرن . . . اونـایـی هـسـتن که وقـتـی جـدی مـیـگـی ، شـوخـی مـیـگـیـرن. . . :|

neda
  

یکی دکمه های لباسشو باز کرد... رفت جلو دوربین...به عشق چار تا لایک! یکی هم بند پوتینشو سفت کرد... رفـت رو میـن...بـه عشـق این خــاک!!!

negar
  

انسانهاي ناپخته هميشه ميخواهند كه در مشاجرات پيروز شوند... حتي اگر به قيمت از دست دادن "رابطه" باشد،،، اما انسانهاي عاقل درك مي كنند كه گاهي بهتر است در مشاجره ببازند، تا در رابطه اي كه برايشان با ارزش تر است "پيروز" شوند...

Niyayesh
  

وقتی یه زن میگه: همه مردا مثل همند... یا یه مرد میگه: همه زنا مثل همند.... معنیش این نیست که همه رو امتحان کرده... بلکه از کسـی ضربه خورده; که براش معادل هـمه بوده..

alamto
  

به کوچه ای وارد میشدم که پیرمردی از آن خارج می شد پیرمرد گفت نرو بن بست است گوش نکردم و رفتم بن بست بود برگشتم به سر کوچه که رسیدم پیر شده بودم و به جوانی که وارد کوچه میشد نگریستم و گفتم نرو بن بست است ولی اون نیز رفت به خود گفتم پس کی باید از تجربه دیگران استفاده کرد و دوباره در صدد کسب تجربه ای که دیگران به چیزی نرسیدند نرفت !

shahram021651
  

پل های پشت سرت را خراب نکن ..! متعجب خواهی شد اگر بدانی بارها ناچار خواهی بود از همان رودخانه عبور کنی

alamto
  

ﻣﺎﺭ ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ .... ﺷﺒﻲ ﻣﺎﺭ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻛﺎﻥ ﻧﺠﺎﺭﻱ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ. ﻭ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺠﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﻛﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ﺍﻥ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺍﺭﻩ ﻛﺎﺭﺵ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﻣﺎﺭ ﮔﺸﺘﻲ ﻣﻴﺰﺩ ﺑﺪﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺭﻩ ﮔﻴﺮ ﻣﯿﻜﻨﺪ ﻭ ﻛﻤﻲ ﺯﺧﻢ ﻣﻴﺸﻮﺩ . ﻣﺎﺭ ﺧﻴﻠﻲ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺍﺭﻩ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ ﻛﻪ ﺳﺒﺐ ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻱ ﺩﻭﺭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺍﻭ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﺪ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﺭﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﮔﺶ ﺣﺘﻤﻲ ﺳﺖ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻣﻴﮕﯿﺮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﺪﻳﺪﺗﺮ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺭﻩ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﭘﻴﭽﺎﻧﺪ ﻭ ﻫﻲ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺍﺩ. ﻧﺠﺎﺭ ﺻﺒﺢ ﻛﻪ ﺁﻣﺪ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﺠﺎﯼ ﺍﺭﻩ ﻻﺷﻪﺀ ﻣﺎﺭﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺯﺧﻢ ﺁﻟﻮﺩ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺑﻴﻔﻜﺮﻱ ﻭ ﺧﺸﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺣﻴﺎﻧﺎ ﺩﺭﻟﺤﻈﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻧﺠﺎﻧﻴﻢ ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻴﺸﻮﻳﻢ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻧﺠﺎﻧﺪﻩ ﺍﻳﻢ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻳﺮ ﺷﺪﻩ ... ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻴﻢ ﺍﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗﻬﺎ، ﺍﺯﺁﺩﻣﻬﺎ ، ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ، ﮔﻔﺘﺎﺭﻫﺎ ! ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻭ ﺑﺠﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻳﺎﺩ ﺩﻫﻴﻢ، ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﻳﺶ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻭﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻛﻨﻲ ...!

Mahour
  

زندگی نیست به جز حرف محبت به کسی... ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی!

star
  

هیچ وقت نباید به اجبار خندید ! گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد … لبخند بعد از گریه ؛ از رنگین کمآن بعد از بآران هم زیباتره …

WINIMAN
  

آخرین حرف دلم : عشق هرگز نمیمیرد مگر اینکه عشاق بی وفا باشند...

shahram021651
  

ماهـیـت زنـدگــی در پـیروزی هـای بــزرگ و یــا شکـست هـای عـظیــم نیـست، بـلـکه در شـادی هــای ســاده است .

Mahour
  

گذشته اگر آزارم داد اما گذشت... امروز هم هر جوری که باشد میگذرد... آرزویی برای فردا ندارم،شاید به فردا نرسم و این واقعیت زندگی ماست.

soshyant
  

شما ميتوني هر روز صبح جلو آينه به خودت لبخند بزني و بگي امروز يه روز تازست ، ولي واقعيت اينه كه روزگار اين مسخره بازيا سرش نميشه

sam
  

زن قداست دارد برای با او بودن باید مرد بود نه نر

shahram021651
  

بهترین راه برای در امان ماندن از دلشکستگی ها این است که هیچ چیزی از هیچ کسی توقع نداشته باشید

eli
  

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﺎﺯﯾﺴﺖ؟! "ما ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ حس ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ "...! مهربانی و ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ "ﻋﮑﺲ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ "... ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻏﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ "ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯾﺶ "... شادی و ﺧﻨﺪﻩ اش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ " ﺟﻮﮎ ﻫﺎﯾﺶ "... ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ " ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺶ "... حضورش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ "علامت آنلاینش "... ﻟﺠﺒﺎﺯی و دلخوری اش ﺍﺯ ﺭﻭﯼ " ﺑﻼﮎ ﻫﺎیش"... نگویید ﻣﺠﺎﺯﯼ...!! ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ... یقین داریم... ما اینجا را باور داریم... ﻣﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ... ﺷﺐ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ... ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ..... ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ... دلتنگی های گاه وبیگاهمان... ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎست!! ﻧﮕﻮﯾﯿﺪ ﻣﺠﺎﺯﯼ!! ما در اینجا به دوست هايمان عادت کرده ایم... همانند ماهی به آب!! اینجا زندگی جاريست...!! آری... اینجا همه چیز واقعیست...!!

setareh
  

صبر کن سهراب! آری… تو راست می گویی آسمان مال من است پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین،مالِ من است! اما سهراب تو قضاوت کن، بر دل سنگ زمین جای من است؟! من نمی دانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست… صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم