صفحه اصلی کاربر مهمان! به هات اس ام اس خوش آمدید . ورود | عضویت

اطلاعیه های هات اس ام اس

آخرین دیدگاه ها

Mahour
  

به سلامتی اون سربازی که توی مرز و دور از خانوادش داره خدمت میکنه همونکه خیلی از اوقات خاک و خولی و خسته و دلتنگه همونکه بعضی از شبای ماموریت فقط یکی دوساعت میتونه بخوابه همونکه عشقش مردم وطنشه... خسته نباشی مرد

MILADFELE
  

" تنهـآیـی " مهربآنـم کرده شبیه سربآزی که از روی برجک دیده بانی برای تک تیرانداز آنسوی مرز دست تکآن میدهد

admin
  

سربازی واسه پسرا مثل حاملگی واسه زناست! هردو ظاهرتو خراب میکنه وهرکی می بینتشون میپرسه: چند ماهی؟!

betsa
  

به سلامتی اون سرباز عاشق که تو پادگان از شدت دلتنگی شامشو نخورد بی خبر از اینکه عشقش تو رستوران با یکی دیگه داره شام میخوره…

milad
  

به سلامتی پسری که رفت سربازی مرد بشه ولی وقتی برگشت عشقش مادر شده بود

admin
  

بسلامتی اون سربازی که ۵۵ دقیقه واستاد تو صف تلفن که ۳ دقیقــه با عشقش حرف بزنه، ولی هرچقد زنگ زد بازم پشت‌خطی بود …

Amir
  

سلامتی سربازی که ۵۵ دقیقه تو صف تلفن ایستاد تا با عشقش حرف بزنه ولی چیزی جز این نشنید که مشترک مورد نظر در حال مکالمه میباشد!

admin
  

به سلامتی اون سربازی که تو ایست بازرسی شیشه ----- دید ولی فقط خندید و گفت ی پیک هم بسلامتی دوست دخترم بزنید که امشب شب عروسیشه

Amir
  

پسرا 2 سال میرن خدمت، اندازه 20 سال خاطره تعریف می کنن! همشونم قهرمان پادگان بودن !

admin
  

يه جوجه تيغي كيوي ميبينه ميگشه داداش كي از سربازي اومدي؟

admin
  

یه روز یه جوجه تیغی با به کیوی داشتن میرفتن.از جوجه تیغی میپرسن این کیه همراته؟ میگه: داداشمه از سربازی اومده!!

admin
  

به سلامتی سربازی که تو اوج گرما با تمام لباس و تجهیزات وایستاده تا از ما دفاع کنه

admin
  

عشق و وطن و ناموس شد بهانه که روم من سربازی بی بهانه

admin
  

به عضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش!!

admin
  

به سربازی روم با کوله پوشتی به دستم داده اند یک نان خشکی به خط کردن تراشیدم سرم را لباس ارتشی کردن تنم را لباس ارتشی رنگ زمین است سزای هر جوان آخر همین است

admin
  

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!

admin
  

به صف کردند تراشیدند سرم را لباس ارتشی کردند تنم را الهی خیر نبینی سر گروهبان که امشب کردی تو مرا نگهبان

admin
  

بسوزد آنکه سربازی بنا کرد / تو را از من مرا از تو جدا کرد گروهبانان مرا بیچاره کردند / لباس شخصی ام را پاره کردند به خط کردند تراشیدند سرم را / لباس آش خوری کردند تنم را

admin
  

از آن روزی که سربازی به پا شد / ستم بر ما نشد بر دختران شد بسوزد آن که سر بازی به پا کرد / تمام دختران را چشم به راه کرد

admin
  

سر پستم رسیدم خوابم آمد / محبت های مادر یادم آمد نوشتم نامه ای با برگ چایی / کلاغ پر میروم مادر کجایی نوشتم نامه ای با برگ انگور / جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

admin
  

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره !

admin
  

هر روز تنگ غروب تو سربازی صفا داره لب مرز تیر اندازی تا چهل چراغ پادگان روشن میشه سر دیگ عدسی غوغا میشه توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس بخورم ، نخورم گرسنه می مونم قدر آش ننم رو حالا می دونم