صفحه اصلی کاربر مهمان! به هات اس ام اس خوش آمدید . ورود | عضویت

اطلاعیه های هات اس ام اس

آخرین دیدگاه ها

اس ام اس های ارسال شده توسط mahsaaa

mahsaaa
  

هیس...دخترها فریاد نمیزنند! هیس...دخترها بلند نمیخندند! هیس...دخترها حقی ندارند! هیس...دخترها باید آرام زندگی کنند! هیس...دخترها باید درد را تحمل کنند! هیس...دخترها باید بسوزند وبسازند! هیس...دخترها باید ظلم و حرف زور را قبول کنند! فقط به جرم دختر بودنشان هیس...دخترها باید آرام بمیرند...

mahsaaa
  

برو… ترس ازهیچ ندارم!وقتی یقین دارم هیچکس بیشتر از من دوستت نخواهد داشت. بیشتر از من کسی طاقت بی محلی هایت راندارد! برو… ترس برای چه؟ وقتی میدانم یک روز تف می اندازی به روی تمام آن هایی که به خاطرشان من راازدست دادی

mahsaaa
  

آهای مردم عاشقش نشوید… به اندازه ی همه عاشقی کردم برایش

mahsaaa
  

بعضی حرفارو نمیشه گفت… باید خورد! بعضی حرفارو نه میشه گفت نه میشه خورد… میمونه سر دل میشه دلتنگی. میشه بغض. میشه سکوت. میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چه مرگته…

mahsaaa
  

کسی که محل سگ بهت نمیذاره مطمئن باش دنبال کس دیگه مثل سگ له له میزنه

mahsaaa
  

تو نیستی … این بی رحمانه ترین امتحان خداست

mahsaaa
  

هی فلانی… زندگی شاید همین باشد… یک فریب ساده وکوچک… من گمانم زندگی باید همین باشد… زمین خوردن آن هم از دست کسیکه برایت هیچکس چون او گرامی نیست… بی گمان همین است

mahsaaa
  

باید مغرور بود و دور از دسترس … باید مبهم بود وسرسنگین… خاکی که باشی آسفالتت میکنند واز رویت رد میشوند

mahsaaa
  

غیرت مردانه ات کجاست؟ زمانی که معشوقه ات از تجاوز تنهایی رنج میکشد وتو بجای درکش/ترکش میکنی

mahsaaa
  

دست هایم خالی اند… جای خالی دست تو را هیچکس برایم پر نمیکند… راست میگفت شاملو:دست خالی را باید بر سر کوبید

mahsaaa
  

معتادم کرد با رفتنش کسی که روزی به سیگار کشیدنم گیر داد …

mahsaaa
  

پایت رااز ترانه های مورد علاقه ام بیرون بکش لعنتی… خاطراتت نمیگذارند با لذت گوششان کنم

mahsaaa
  

زن که باشی… عاشق که شوی چشم سفید خطابت میکنند… راست میگویند چشمانم سفید شد به جاده هایی که تو مسافر هیچکدام نبودی

mahsaaa
  

از فردا بیشتر مراقب باش… تقاص اشک های امروزم سنگین تر از وقت هایی است که عاشقانه گریه کردم

mahsaaa
  

مثل تار موهایش این بار دوستت دارم هایم را پشت گوش انداخت و رفت

mahsaaa
  

مرد چیزی داره به نام غرور… برای همین همه فکرمیکنن دلش از سنگه وگرنه هزاربار بیشتراز زن به احساسات و نوازش نیاز داره…باور نداری؟ آهنگی غمگین تراز صدای گریه ی مرد سراغ داری؟

mahsaaa
  

گیسوانم نوازشی دستی را میخواهد با طعم ناز نه نیاز

mahsaaa
  

چقدر سخته زن باشی و بخوای به یه مرد. مردونگی یاد بدی

mahsaaa
  

جای خالی ات را بافرض پر کردم… حرامش باد آنکه پر کرد جای مرا

mahsaaa
  

حسم ناب  بود  ولی  طرفم  گاو بود

mahsaaa
  

این حال سگی من نتیجه ی گربه صفتی های توست …

mahsaaa
  

حسرت چیزی نیست که من بخورم… حسرت اون چیزیه که به دلت میذارم

mahsaaa
  

مرد بودن یعنی… ولش کن به درد شما نامردا نمیخوره

mahsaaa
  

آخه خداجون… قربون بزرگیت! وفای سگ به چه کارمون میاد؟! فکری به حال آدمات میکردی

mahsaaa
  

فکر میکردم در قلب تو محکومم به حبس ابد… به یکباره جاخوردم وقتی زندان بان برسرم فریاد زد:هی…تو… آزادی! وصدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد

mahsaaa
  

هیسسسس…! ساکت! یک کف مرتب به افتخار رفتنش بزنید… چه بااحساس منو گذاشت و رفت

mahsaaa
  

به من چه که بعد از تو "او" می آید ؟

mahsaaa
  

چرا ساکت نمیشوی؟ صدای نفس هایت درآغوش او ازاین راه دور هم آزارم میدهد… لعنتی آرام تر نفس نفس بزن

mahsaaa
  

مگر قلب من بت بود که خدا تورا برای شکستنش فرستاد؟؟

mahsaaa
  

بادآورده را باد میبرد قبول… اما توکه با پاهای خودت آمده بودی چرا؟

mahsaaa
  

دلم یک شب آروم میخواد… با یک آهنگ رمانتیک وچندتا شمع ویک عالمه تو

mahsaaa
  

چرا وقتی دروغ میگی و میخندم فکر میکنی خرم؟ دارم به خریت تو میخندم

mahsaaa
  

بازی تمام شد… نقابت را بردار… بگذار صورت واقعی ات را ببینم

mahsaaa
  

به مورچه ای خندیدم که عاشق تفاله ی چای شده بود… بعدها خودم عاشق آشغالی شدم که شبیه آدم بود

mahsaaa
  

من هم روزی جزء اقلیت های مذهبی بودم… 1گاوی رو به عنوان عشق میبرستیدم

mahsaaa
  

خنده ام میگیرد از دیدن لاشه ی بی جان کسی که میگفت برایم میمیرد… درآغوش دیگری

mahsaaa
  

نفرینت نمیکنم… همین که جایت در دعاهایم خالی باشد برایت کفایت میکند

mahsaaa
  

التماس مال دیروز بود… مال وقتی که ساده بودم… امروز میخوای بری؟ هیییس… فقط خداحافظ

mahsaaa
  

رفت؟به سلامت..من خدانیستم که بگویم صدباراگر توبه شکستی بازآی...خط زدن برمن بایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست.همیشه بهترین هابرای من بوده وهست اگرمال من نشدی قطعابهترین نبودی.این تونیستی که مرافراموش کردی این منم که به یادم اجازه نمیدهم ازنزدیکی ذهن تو عبورکند.صحبت ازفراموشی نیست صحبت ازلیاقت است...محکم ترازآنم که برای تنهانبودنم آنچه راکه اسمش راغرور گذاشتم برایت به زمین بکوبم.احساس من قیمتی داشت که تو برای برداختنش فقیربودی...

mahsaaa
  

آهای… اگر توانستی بدون لمس تنم قلبم را ازآن خود کنی… تمام وجودم ارزانی تو باد